X
تبلیغات
آرياشهر - نقش دين و باورهاي مذهبي در بهداشت رواني
لحظه ای برای ماندن
باسمه تعالي

نقش دين و باورهاي مذهبي در بهداشت رواني

فهرست

مقدمه
نقش دين و باورهاي مذهبي در بهداشت رواني
مقابله هاي ديني و سلامت رواني 
دين وبيماري رواني
توبه و نقش آن در سلامت روان
دعا و سلامت رواني   
خاتمه

 

 

 

 

 


مقدمه
ارتقاي سلامتي افراد جامعه يکي از مهمترين مسائل اساسي هر کشور ،ارتقاي سلامتي افراد آن جامعه است که بايد از ابعاد مختلف از جمله رواني مورد توجه قرار گيرد. وظيفه ي اصلي بهداشت رواني تامين سلامت فکر و روان افراد جامعه است.طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت بهداشت رواني در مفهوم کلي بهداشت جاي مي گيرد و بهداشت يعني توانايي کامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني و جسمي ، بهداشت تنها نبود بيماري نيست.(گنجي- حمزه ، ص 10)
بنابر اين بهداشت رواني علمي است براي بهزيستي ، رفاه جتماعي ، و سازش منطقي  يا پيشامدهاي زندگي که تمام زواياي زندگي از محيط خانه تا مدرسه ، دانشگاه ، محيط کار و نظاير آن را مي گيرد.
امروزه با وجود پيشرفتهاي علمي چشمگير که در زمينه هاي روانپزشکي و رواندرماني بوجود آمده است ملاحظه مي گردد که بعضي از صاحبنظران برجسته نياز به نقش ، اهميت و ضرورت دين نيز در بهداشت رواني و رواندرماني تاکيد فراوان داشته اند و عقيده دارند که اعتقادات مذهبي و توکل به خدا موجب تسکين و بهبودي سريعتر آلام و مشکلات رواني مي شود.
در قرآن در سوره مباركه فتح مي خوانيم: "هوالذي انزل السكينه في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم... " «اوكسي است كه آرامش را در دلهاي مؤمنان نازل كرد تا ايماني به ايمان شان بيافزايند...». اولين برداشتي كه صورت مي گيرد اين است كه بدون ايمان، آرامش روحي و رواني وجود ندارد.
يا حداقل اينگونه مي توان گفت كه يكي از عوامل ايجاد آرامش دارابودن ايمان به خدا مي باشد. به تعبير علامه طبا طبايي «ظاهراً مراد از سكينت در اين آيه آرامش وسكون نفس واطمينان آن، به عقائدي است كه به آن ايمان آورده ولذا نزول سكينت را اين دانسته كه ''ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم'' تا ايماني بر ايمان سابق بيفزايند. پس معناي آيه اين است كه: خدا كسي است كه ثبات واطمينان را لازمة مرتبه اي از مراتب روح است در قلب مؤمن جاي داد تا ايماني كه قبل از نزول سكينت داشته بيشتر وكاملتر شود.»(عسگري ، حسن - 1386 )
در آيه ي شريفه ي 28 سوره رعد در قرآن کريم آمده است که :
« َالا بذکر الله تطمئن القلوب »  يعني آگاه باشيد که تنها با ياد خدا دلها آرام ميگيرد .
هنگامي که انسان دردمند و تنها، نا اميد از ديگران در کاهش دردهاي جسمي ، يا رواني خود راهي بجاي نمي يابد ، هنگامي که اميد بهبودي از بيمار مبتلا به  اختلال رواني ، يا جسماني با سيري مزمن و پيشرونده سلب مي شود و درمانهاي کلاسيک کمکي به او نمي کند ، تنها راهي که براي نجات از اظطراب ، افسردگي و دردهاي جانکاه او باقي مي ماند ياري جستن از ايمان و باور ديني است. (کالابراس ،1987 – به نقل از دادفر ، محبوبه )
پيرامون اهميت مذهب بر سلامت رواني مي توان به سخن بنيامين راش به عوان پدر علم روانپزشکي اشاره کرد. او اظهار مي دارد که نقش مذهب در سلامت رواني انسان همانند اکسيژن براي تنفس است . (کرمي و همکاران ، 1385، ص34)
ويليام جيمز روانشناس آمريکايي مي گويد ، مذهب عبارتست از اعتقاد به اينکه يک نظام نامرئي در ميان اشيا اين جهان است و بهترين کار براي ما اين است که خود را با اين نظم هماهنگ کنيم.
افراد متدين به هر نسبت که ايمان قوي و محکم داشته باشد از بيماري رواني مصون تر هستند . از جمله آثار ايمان ديني آرامش خاطر است . ايمان ديني به حکم اينکه به انسان که يک طرف معامله است ، نسبت هيجان که طرف ديگر معامله است ، نسبت به هيجان که طرف ديگر معامله است ، اعتماد و اطمينان مي بخشد . دلهره و نگراني نسبت به رفتار جهان را در برابر انسان از ميان مي برد و بجاي آن به او آرامش خاطر مي دهد.(مطهري – 1375)
نقش دين و باورهاي مذهبي در بهداشت رواني
امروزه بيش از هر زمان ديگر نيازمند تفکر و انديشه در باب تاثير گذاري تقيدات ديني بر تمامي امور انساني بويژه مسايل عاصفي و روحي هستيم . امرزه بسياري از انديشمندان و صاحبنظران بر اين باورند که مذهب تاثير انکارناپذيري بر سلامت روح و جسم و ديگر ابعاد زندگي بشر دارد.
کارل گوستاو يونگ(1) مي گويد در من صدها تن از بيماران را معالجه و درمان کرده ام . از ميان بيماراني که در نيمه ي عمر خود (35 سالگي به بعد) بسر مي برند حتي يک بيمار را نيز نديدم که اساساً مشکلش نياز به يک گرايش ديني در زندگي نباشد. به جرات مي توانم بگويم که تک تک آنها به اين دليل قرباني بيماري رواني شده بودند که آن چيزي را که اديان موجود در هر زماني به پيروان خود مي دهند ، نداشتند و فرد فرد آنها ، تنها وقتي که به دين و ديدگاههاي ديني بازگشته بودند بطور کامل درمان شدند.(بوترابي ، خديجه- 206 )
هايلند(2) (2003) در تحقيقي ، ارزشها را يکي از هشت عامل روانشناختي عمده در دستيابي به سلامت رواني و شخصيت رشد يافته عنوان کرده است. وي سنجش سلامت را تنها در پايه ي نظاام ارزشي فرد امکانپذير مي داند . (نيکوگفتار ، 86 ،ص81)
اما برخي از نظريه پردازان روانشناسي نظر ديگري دارند . فرويد در نامه اي به يونگ در سال 1910
مي نويسد: من از اعماق وجود خود تنها به يک چيز مي توانم اطمينان کنم ، عميقاً بر اين باورم که
تمامي شالوده ي نياز انسان به دين ، بر درماندگي خردسالانه ي او قرار دارد . نوع بشر پس از تولد دنياي بدون پدر و مادر را نمي تواند تحمل کند و براي خود ، خداي عادل و طبيعت  دلپذير ، اين دوبدترين دروغ انساني را که مي توانست تصور کند ، بنا مي نهد ...( پالمر ، ص15)
فرويد بشدت معتقد بود که نيروي مخالفتهاي او در برابر دين ، در ويژگي علمي آنها نهفته است و مجادلات او در برابر دين ، بدان جهت نيرومندند که دين دقيقاً همان علائم بيماري روان آزردگي را از خود نشان مي دهد که علم روان تحليل گري از طريق فرآيند پژوهش تجربي بدست آورده است. (همان ص25).
همچنين اليس(3) (1981) معتقد بود که دين با غير منطقي بودن در ارتباط است . اين نظرات يرخي از انديشمندان را بر آن داشت تا به کنکاش در مورد درستي يا نادرستي اين نظريات بپردازند.
آلبرت اليس مي نويسد که:( 1980 ، صص 637) هر چقدر که بيماران کمتر مذهبي باشد، بيشتر احتمال دارد که از نظر هيجاني بهبود يابد.از نظر اليس ، مذهب از بعضي جنبه ها معادل تفکر غير منطقي و اختلال هيجاني است . اما در هر حال مطالعات تجربي اخير ، چنين ديدگاه منفي را تاييد نکرده اند.   (محمدي ، مهرابي زاده ،  85 ، ص 48) . 
Carl . g . young -1
Hyland- 2
 Ellis- 3
رينولز و ساليوان و برگين (1991) با فراتحليل، 24 مقاله پژوهشي ، به بررسي رابطه ي بين دين و بهدشت رواني پرداختند و نتيجه گرفتند که پژوهش هاي انجام شده در اين مورد به طور کلي نشان داده اند که مذهب تاثير منفي بر بهداشت رواني پرداختند و نتيجه گرفتند که پژوهشهاي انجام شده تاثير منفي بر بهداشت رواني ندارد.( ، 86)
در يک مطالعه ي ديگر که در آن 836 بزرگسال با ميانگين 4/73  سال شرکت داشتند روشن شد که بين سه شاخص ديندار بودن (فعاليتهاي مذهبي غيرسازمان يافته ، فعاليتهاي ديني سازمان يافته ، و ديندار بودن دروني ) و روحيه داشتن و دلگرمي به زندگي هم بستگي وجود دارد – بويژهميان ديندار بودن دروني و فعاليت هاي ديني سازمان يافته با دلگرمي به زندگي همبستگي مثبتي وجود دارد.( کوئينگ(1) و همکاران 1988- به نقل از دادفر).
در پژوهشي که اخيرا توسط محمدي و مهرابي زاده انجام گرفته ارتباط بين نگرش مذهبي با مکان کنترل بررسي شده است. مکان کنترل ، بيانگر آن است که فرد حوادث زندگي خود را به تا چه حد به عوامل بيروني(2) ( مانند شانس ، تصادف افراد ديگر ، سرنوشت ، قضا و قدر و ديگر نيروهاي بيروني ) يا عوامل دروني(3) ( مانند گرايشهاي شخصي ، توانمندي يا کوشش دروني ) نسبت مي دهد. در حالت اول به مکان کنترل بيروني و در مورد دوم دروني اطلاق ميشود.( محمدي ، مهرابي زاده ،  85 ، ص 50)
در اکثر پژوهشهاي انجام شده در زمينه ي کنترل ، ارتباط مثبت معنادارميان مکان کنترل دروني يا سلامت رواني و ويژگيهاي شخصيتي(مجديان – 1380) و پيشرفت تحصيلي (اورباخ(4) و همکاران 2001 ، به نقل از باستاني 1381)نشان داده شده است. مشخص شد که در طول يک دوره ي پنج ساله ، دانشجويان فارغ التحصيلي که داراي مکان کنترل دروني بودند ، به احتمال بيشتري تحصيلات خود را کامل مي کردند و به مقطع بالاتري مي رفتند. در پژوهشهاي ديگري بين مکان کنترل بيروني با افسردگي(اصغرزاده ،1377) و افکار خودکشي ( لستر ، 1989به نقل از اصغرزاده ) و علائم مرضي بيشتر در بيماران در پرسشنامه MMPI ( آرتور،  1980 به نقل از جماليزاده ، 1382) ارتباط پيدا شد.
 Koing-1                                                                                        ovrbaugh-4
 external-2
internal-3
 
همانطور که اشاره شد بين مکان کنترل با چند متغير مانند سلامت روان به پيشرفت تحصيلي ، نشانه هاي مرضي ، افکار خودکشي ، و ... ارتباط بدست آمده است. حال اگر بپذيريم که مذهب به عنوان يک نظام تفسيري بر مکان کنترل فرد اثر مي گذارد مي توان گفت مذهب به طور غير مستقيم و از طريق تاثير بر مکان کنترل ميتواند بر متغيرهاي روانشناختي مهمتر مانند سلامت روان نيز اثر گذار باشد. به عبارت ديگر ، تاثير مذهب بر دروني يا بيروني کردن مکان کنترل مي تواند فرد را نسبت به متغيرهاي رواشناختي مثبت و منفي مستعد يا مقاوم سازد (محمدي ، مهرابي زاده ، 85 ، صص51).
بررسي اين دو محقق مشخص نمود که فقط در نمونه مونث بين نگرشهاي مذهبي و مکان کنترل دروني رابطه معنادار بدست آمده (محمدي ، مهرابي زاده ، 85)
مشاهده ي ارتباطهاي متناقض مذهب با مکان کنترل در تحقيقات مختلف مي تواند به تفاوت در نمونه مورد مطالعه ، ابزار بکار رفته براي سنجش مکان کنترل ، تفاوت در نوع مذهب مورد سنجش ، ابزار مذهب سنج و شايد از همه مهمتر به تفاوت در تعاليم واقعي مذاهب مختلف يا تفاوت در تفسير اين تعاليم بوسيله ي پيروان مذاهب مختلف مربوط باشد.
همچنين ارزشها تظاهرات شناختي نيازها ي آدمي ناميده اند . از لحاظ تجربي ارزشها به جنبه هاي مهمي از رفتار سازماني ، پيشرفت تحصيلي ، تصميم گيري شغلي و رضايت زناشويي مرتبط اند و به عنوان معياري براي تعيين رفتار مناسب از نا مناسب ، خود راهبري ، چهارچوبي به منظور توجيه انتخابهاي خود براي ديگران و تفاوت در بازخوردها و تبيين الگوهاي رفتاري بکار مي روند ( بيرو ، 1375 – به نقل از نيکوگفتار ، 85 )
در مجموع به عقيده ي مولفان ( براي نمونه چاهن ، 2000) يکي از شرايط لازم براي دستيابي به سلامت روان ، برخورداري از يک نظام ارزشي است . چاهن (2000) بهرمندي از يک سلسله ارزشهاي شخصي و فلسفه اي مبتني بر باورها ، آرزوها و آرمانها يي را که با سعادت و خودشکوفايي فرد و اطرافيان وي پيوندي نزديکي دارد ، شرط لازم براي دستيابي به سلامت روان مي داند.
values-1


مقابله هاي ديني و سلامت رواني 
شيوه هاى مقابله, توانايى هاى شناختى و رفتارى هستند كه توسط فرد در معرض استرس به منظور كنترل نيازهاى خاص درونى و بيرونى كه فشارآور بوده و فراتر از منابع فردى مى باشند, به كار گرفته مى شوند (هينز و همكاران, 1991). در همين راستا مقابله دينى به عنوان روشى كه از منابع دينى مانند دعا, نيايش, توكل و توسل به خداوند و… براى مقابله استفاده مى كند, تعريف شده است. يافته هاى اخير نشان داده اند, از آن جا كه اين نوع مقابله ها هم به عنوان منبع حمايت عاطفى و هم وسيله اى براى تفسير مثبت حوادث زندگى هستند و مى توانند به كارگيرى مقابله هاى بعدى را تسهيل نمايند, از اين رو به كارگيرى آنها براى بيشتر افراد مفيد است (كارور و همكاران,  1989به نقل از دادفر).
دين به طور اعم ارتباط انسان با خالق هستي و اعتقاد به حضور دائم او ، مي تواند در ايجاد بهداشت رواني و درمان بيماريهاي رواني تاثير بسزايي داشته باشد.( يونگ ، به نقل از کرمي و همکاران)
داشتن معني و هدف در زندگي ، احساس تعلق داشتن در زندگي به منبعي والا و اميدواري به کمک و ياري خداوند در شرايط مشکل زاي ، برخورداري از حمايتهاي اجتماعي و ... همگي از جمله منابعي هستند که افراد متدين با برخورداري از آنها مي توانند در مواجهه با حوادث فشارزاي زندگي آسيب کمتري را متحمل شوند (همان).
بي پناهي ، احساس بي کسي و پوچي که در بيشتر اختلالهاي رواني بچشم مي خورد ، در اعتقاد به وجود يک ، حامي مقتدر و پناه دهندده که مصدر نيکيها و کارهاي خير است رگ مي بازد و در بالا بردن بهداشت رواني او موثر است( قريشي راد ، فخرالسادات ، 85 )
كوئينگ و همكاران (1988) دريافتند كه افرادى كه هميشه از مقابله هاى دينى استفاده مى كردند نسبت به افرادى كه كمتر و گاهى از اين مقابله ها استفاده مى كردند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روان شناختى, نمرات بالاترى كسب كردند (به نقل از كوئينگ و همكاران, 1992).
در تحقيق ديگري که توسط پالوما و پندلتون در مورد نقش مذهب در سلامت روان انجام شد ، مشاهده گرديد که اعتقادات مذهبي و نماز خواندن ارتباط قوي و مستقيمي با احساس رضايت کامل  از زندگي دارند. (کرمي و همکاران ، 1385، ص36)
 
دين وبيماري رواني
تاثير استرس در اختلالات رواني موضوع پژوهشهاي متعددي در نيم قرن گذشه است و روانشناسان بر اين باورند که زندگي در قرن بيست و يکم همراه با استرس و تنيدگي رواني و بحرانهايي است که باعث بيماري هاي جسماني ، و حتي مرگ مي شود.
کوئينگ((coenig و همکاران (1997) در تحقيق انجام شده بر روي بيماران بستري در دو بيمارستان نشان دادند که 60 درصد از افراد مورد بررسي ، عامل به مذهب ، انعطاف پذيري بيشتري براي کنارآمدن با مشکل خود داشتند و 12 درصد آنها پيش از آنکه از آنها پرسشي شود اظهار داشتند که مذهب مهمترين عامل براي مقابله و کنار آمدن با مشکلات است. اين بررسي نشان داد که تاثير مثبت رويارويي مذهبي با بيماري هاي بسيار جدي همبستگي مثبت داشته اند  (   ( r = 0/19  &  p=0/04  و همراه با اعمال شناختي بهتر مي باشد ((r=0/22 &  p=0/02 .( قريشي راد، ص250)
عظيمي و دولتي و ضرغامي (1380) رابطه بين مقابله ديني و اظطراب را بررسي کردند . نمونه هاي پژوهش شامل 316 دانشجو بودند که به روش نمونه گيري تصادفي انتخاب شدند .ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اظطراب حالت- صفت  اشپيل برگر و پرسشنامه مقابله ي ديني بود . نتايج نشان داد که بين اظطراب حالت- صفت  در افرادي که مقابله ي ديني ضعيف داشتند ، بالا تر بود ( دادفر ، 86 )
نتايج پژوهش ديگري که توسط ماتون (1987) در مورد ارزيابي نقش حمايتي مذهب از افراد در برابر استرس که به صورت مطاالعه ي آينده نگر روي 169 نفر در طي دو مرحله انجام شده نشان داد که پشتوانه هاي معنوي با افسردگي رابطه ي منفي و با عزت نفس والديني که در زندگي استرسهاي زيادي تجربه کرده بودند ، ارتباط مثبت داشت. (کرمي و همکاران ، 1385، ص35) 
در تحقيق ايگزلاين (2000) مذهب به عنوان منبع آرامش تلقي شده و در آن ارتباط بين متغيرهاي مذهبي و پريشاني رواني رد بين دو گروه آزمايشي بيماران کلينيکي و گروه دانشجويان کالج مورد بررسي قرار گرفته است. وي نشان داد که آرامش رواني با داشتن مذهب همبستگي مثبت دارد.(قريشي راد ،  82 )
اظهر و وارمه (1995) در پژوهش ديگرى جهت تعيين تأثير روان درمانى دينى بر روى بيماران افسرده, با چهارچوب دقيقاً مشابه گروه هاى پژوهش قبلى, دو گروه آزمايشى و كنترل را انتخاب كردند. در هر دو گروه 32 نفر وجود داشتند. بيماران با مقياس درجه بندى افسردگى هاميلتون و پرسش نامه دينى براى تعيين ميزان متدين بودن مورد ارزيابى قرار گرفتند. اين پرسش تشابهى از لحاظ روش تلفيقى اتخاذ شده در پژوهش قبلى را نشان مى دهد, هر دو گروه يك دوز متوسط داروى ضد افسردگى دريافت كردند. بيماران روان درمانى حمايتى هفتگى به مدت 45 دقيقه يك بار در هفته به مدت 20 جلسه و روان درمانى كه شامل قرائت قرآن, نقل حديث, روايات و آموزش باز مسائل دينى و ترغيب به نماز و دعا به عنوان يك نوع مراقبه را دريافت داشتند. روش آنها مثل پژوهش قبلى بود كه توضيح داده شد. تكنيك شناخت درمانى با تأكيد بر مضمون دينى و با استفاده از آموزش هاى دينى بود. نتيجه اى كه از اين پژوهش به دست آمده نشان مى دهد كه آزمون t يك ماهه و سه ماهه تفاوت معنى دارى نشان داد, ولى در پايان 6 ماه تفاوت معنى دار نبود. سرعت بهبود در بين افرادى كه از اين روش استفاده مى كنند به طور چشم گيرى زياد است. آنها توصيه كردند كه مطالعات بيشترى روى نحوه ارائه اين نوع روان درمانى و به ويژه از نظر اجزاء و ريز محتوى برنامه روان درمانى صورت گيرد
كن وى ضمن تحقيقى كه در زمينه تأثير دين بر سلامت روان در سال 6 ـ 1985 روى اشخاص سال مند انجام داد دريافت كه شرايط طبى استرس زا در بين اشخاص سال مند شايع تر بوده ولى اعتقادات و اعمال دينى شامل نماز خواندن, فكر كردن در مورد خداوند و عقايد درونى فرد به عنوان مكانيزم هاى مهم براى كم كردن استرس و بهتر كردن توانايى سازش با اينها در بين بيماران سال مند به ويژه سياه پوستان به كار مى روند (به نقل از طهماسبى پور و كمانگرى, 1376). ( دادفر ، 86 )
همچنين افسردگي بسيار پايين را در بين سالمندان عامل به مذهب نشان داده شده . مورفي و همکاران(2000) نيز نشان دادند که اعتقادات ديني و عامل بودن يا نبودن به آن ، با نبود افسردگي همبسنگي داشته است.
در پژوهشي که توسط کرمي و همکاران (1385) که به منظور بررسي رابطه ي جهت گيري مذهبي با سلامت رواني دانشجويان دانشگاه رازي کرمانشاه در سال 84-85 انجام گرفت و در آن 449 نفر به عنوان نمونه ي پژوهش با استفاده از نمونه گيري تصادفي انتخاب شدند.جهت سنجش جهت گيري مذهبي از پرسشنامه جهت گيري مذهبي که با رويکرد اسلامي تهيه شده است استفاده شد.جهت بررسي سلامت رواني ، از مقياس سلامت رواني ((GHQ-28 استفاده شدکه نمره ي پايين در آن نشانه سلامت رواني است و نتايج نشان دادند که جهت گيري مناسکي با چهار بعد سلامت رواني هم بستگي هاي معني داري دارد. ضرايب هم بستگي جهت گيريايبندي به عقايد و مناسک با سلامت جسماني ، اضطراب ، اختلال در کارکرد اجتماعي و با افسردگي مي باشد.
يافته هاي ديگر نشان دادند که ضرايب هم بستگي بعد جهت گيري پايبندي به اخلاقيات ، با شکايات جسماني و با اضطراب و با اختلال در کارکرد اجتماعي و با افسردگي بدست آمدند.(کرمي و همکاران ، 1385، ص30)
شريفي ، مهرابي و شکرکن در تحقيقي تحت عنوان « بررسي رابطه ي تگرش ديني با افسردگي ، اضطراب و پرخاشگري ، عنوان کردند که رابطه ي منفي و معناداري وجود دارد. (همان ، ص36)
توبه و نقش آن در سلامت روان
«توبه» در لغت، به معناي رجوع است. وقتي بنده به مولاي خود برمي‏گردد، مي‏گويند توبه كرده است. خداوند در قرآن كريم به همه مؤمنان دستور توبه مي‏دهد. «وتوبوا الي الله جميعا ايّها المؤمنون لعلكم تفلحون» (نور:31) (صفورايي پاريزي  ، محمد مهدي - 1386)
 توبه وباز گشت از گناه وحركت به سوي خدا، تنها راه نجات گناهكاران، وسيله تقرّب ودوستي با خدا، تبديل كننده سيئات به حسنات ومايةاميد نا اميدان ونخستين مقام عارفان واوّلين منزل سالكان كوي دوست است. توبه با همةخواصي كه دارديك خاصيّت ويژه وممتاز، براي توبه كننده دارد، وآن ايجاد آرامش واطمينان روحي و رواني است. چرا كه كسي كه خود را گنه كار مي داند در يك بحران روحي به سر مي بردكه با توبه اين بحران روحي تبديل به آرامش وسكون خاطر فرد مي شود. (عسگري ، حسن - 1386 )
توبه يا اقرار به گناه در تمام اديان توحيدي يهوديت و مسيحيت و اسلام وجود دارد و يکي از مشترکات اين اديان است . احساس گناه ، سبب احساس کمبود و اضطراب در انسان مي شود و اين احساس به بروز عوارض بيماري هاي رواني منجر مي شود . روان درماني در چنين مواردي بر موضوع تغيير ديدگاه هاي بيمار درباره ي اعمال گذشته وي که سبب احساس گناه هستند توجه مي کند.بيمار در اين حالت از ديدگاه جديدي به اعمال خود مي نگرد به طوري که ديگر دليلي براي احساس گناه در خود نمي بيند در نتيجه سرزنش وجدانش تخفيف مي يابد و براي پذيرش « خود » آماده تر مي شود و سرانجام اضطراب و عوارض بيماري رواني اش از بين مي رود.(بوترابي ، خديجه ،1382 ، 207)
با توجه به اينکه ارتکاب گناه با احساس گناه همراه است انسان داردي دستگاه فطري الهام خير و شر است ، در اين صورت بايد نوعي در رفتار ظاهر شود ، و اين تنش بر خلاف ساير اشکال تنش که از مظاهر اضطراب به حساب مي آيند ، خصوصيت بهداشتي و بهنجاري رواني دارد . مطابق اين احساس ، در صورت ارتکاب خلاف ، يا برخورد با هرنوع خلاف ، بايستي در فرد تنش ايجاد شود که علت آن به احساس مسئوليت بر مي گردد و در غير اين صورت ، در حالت بي توجهي به خلافکاري ، فرد فاقد احساس مسئوليت خواهد بود.( بستاني ، محمود ، 1372)  
در قرآن روش توبه را که روشي بي نظير و موفق براي احساس گناه است ، به ما ارائه مي شود...زيرا توبه يا بازگشت به سوي خداوند متعال سبب آمرزش گناهان و تقويت اميد انسان به جلب رضايت الهي است ، و همين دليل موجب کاهش شدت اضطراب انسان مي شود (بوترابي و نجاتي- قرآن و روانشناسي ص 366) .
«لاتقتنطو من رحمه الله ان الله يغفر الذنوب جميعاً »   زمر – آيه ي 52
از رحمت خداوند نوميد نباشيد که همانا خدواند همه ي گناهان را مي آمرزد.
از نظر رواني ، بخشودگي ناپذير بوردن جرم و گناه تبهکار، سبب تثبيت تبهکاري اش مي شود. مثلاً اگر به کسي بگويند تو با اين اعمالي که انجام داده اي ، هيچ گاه به رستگاري نمي رسي و مورد لطف و مرحمت خداوند قرار نمي گيري ، او با خود مي گويد: در اين صورت معنا ندارد که مراقب خودم باشم که از اعمال ناروا خودداري کنم ، چون فايده اي ندارد و نمي توانم سعادتمند باشم. بدين سبب خداوند رئوف و مهربان مقرر داشته که در صورت تحقق انقلاب دروني توبه و انابه ، همه ي گناهان همه ي گناهان به گونه اي آمرزيده مي شود که گويي گناهي نکرده است . ( همان ، ص 226)
برخي از آثار توبه در پيش‏گيري از آسيب‏هاي رواني:
*.توبه انسان را محبوب خدا مي‏كند.(1)
*.توبه سبب توقّف آسيب مي‏شود.
*.توبه آسيب‏ها و ناملايمات روحي و رواني را ترميم مي‏كند.
-1انّ اللّه يحبّ التّوابين و يحبّ المتطهرين» (بقره: 222) و پيامبر گرامي(لي الله عليه و آله) مي‏فرمايد: «ليس شي‏ءٌ احبُّ الي الله من مؤمنٍ تائبٍ او مؤمنةٍ تائبةٍ» (محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 6، ص 21).
 *.توبه آسيب‏ها و ناملايمات روحي و رواني را درمان مي‏نمايد.
*.توبه از عوارض جانبي آسيب جلوگيري مي‏كند.
*.توبه اثرات مخرب آسيب را از روح و روان مي‏زدايد.
*.توبه روح و جان آدمي را شست‏وشو و تطهير مي‏كند.
*.توبه انسان را از حالت سكون و ركود بازمي‏دارد.
*.توبه انسان را به كار و تلاش سازنده وامي‏دارد.
دعا و سلامت رواني   
دعا در اصطلاح عبارتست از توجه به خداوند ، راز و نياز کردن و ارتباط با او اعراض از غير و استمداد از او ، به سخن ديگر دعا ارتباط روحي و معنوي ، رو آوردن به آفريدگار عالم و ماوراي ظواهر ، اظهار عجز و عبوديت و درخواست نياز از پيشگاه بي نياز است.(صانعي، 1382 ، ص 235)
دعا ونيايش تسلّي بخش دلهاي خسته وماية روشني وصفاي جان ونيروبخش انسان در برابر مشكلات وفرازونشيبهاي زندگي است. " انسان موجودي است بي نهاين كوچك، وقتي در برابر آفريدگارش كه بي نهايت بزرگ است قرار مي گيردوخود را، حتي كمتر از قطره اي در برابر اقيانوس وذرّه اي در مقايسه با كهكشانها مي يابد، احساس كوچكي در برابر آن غظمت، اورا به كرنش ونيايش وا مي داردوهمة عظمت در همين احساس نيازمندي است. آنچه كه اين «هيچ»را به آن «همه»پيوند مي زند دعاست. كم نيستند كساني كه دلهره، نگراني، ترس،اضطراب وتشويش خاطر را در مقاطع خطر وسختي ها وبحرانها،با داروي "دعا" درمان مي كنند. "
قرآن هم به اثر آرامش بخشي دعا اشاره مي كند. آنجا كه مي فرمايد:
 «خذ من اموالهم صرقه تطهرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم انّ صلوتك سكن لهم والله سميع عليم»
(از اموال آنها صدقه اي (زكات) بگير تا به وسيله آن آنها را پاك سازي وپرورش دهي،وبه آنها(هنگام گرفتن زكات) دعا كن كه دعاي تو مايه آرامش آنهاست وخداوند شنوا وداناست). (عسگري ، حسن - 1386 ) .
 براي همين مي توان اين برداشت را از اين آيه كرد كه: دعاي خير در حقّ يكديگر موجب تسكين وآرامش روحي ودعا كننده ودعا شونده، مي شود. (عسگري ، حسن - 1386 ) .
برخي از پزشکان بر اين باورند که در بسياري از موارد دعا در بهبودي حال بيماري موثر بوده است. بنابراين بايد دعارا در معلجه بيماران يکي از شيوه هاي موثر دانست . در مورد بسياري از مردم دعا براي درمان بيماريهاي رواني  بسيار موثر بوده و در نتيجه صحت بدني و جسمي آنها را در پي خواهد داشت. افراد مذهبي مي پذيرند که هر واقعه و امري در زندگي آنها رخ مي دهد انعکاسي از مشيت الهي است و اين مشيت الهي که از نظر آنها پنان است در نمازها و دعاها مشهود مي گرد . اگر نيرويي براي تحمل پيش آمدها لازم باشد در اثر دعا  ونماز بدست مي آيد . (بوترابي ، 207)
آرام سازي يکي از شيوه هاي مورد استفاده برخي از رواندرمانگران براي درمان بيماري هاي رواني است و انسان مي تواند آنرا از راه تمرين بياموزد. خواندن نماز آن هم پنج بار در شبانه روز ، خود بهترين برنامه ي آرام سازي مي تواند باشد .پيامبر اکرم (ص) به هنگام فرارسيدن اقات نماز مي فرمود ( اي بلال مارا با نماز به آرامش وادار ) ور در حديث آمده است هرگاه امري بر رسول خدا سخت مي آ مد، به نماز مي ايستاد. حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني ناشي از نماز ، انسان را از اضطرابي که بيمار رواني همواره از آن رنج مي برد ، مي رهاند.دعا و تضرع در درگاه خداوند باعث کاهش احساس اضطراب مي شود، زيرا مومن مي داند که خداوند متعال در قرآ« کريم فرموده است « و قال ربُکم اَدعوني استجب لکم » پروردگار شما فرمود مرا بخواننيد تا دعاي شما را اجابت کنم . غافر – 60 (بوترابي ، ص208 )       
در انجيل باب 5 نامه ي يعقوب آمده است : « نزد يکديگر به گناهان اعتراف نماييد و براي هم دعا کنيد تا شفا يابيد . دعاي صادقانه فرد درستکار قدرت و تاثير شگفت انگيزي دارد. (ترجمه ي عهد عتيق  ، باب 5 ص 1898 – به نقل از بوترابي ، ص 209 )
در يسنا بند 9 آمده است « اي کسيکه آرزوي ما را بر مي آوري ، تو را از ته دل درود مي گويم که مي دانم نمازي که از روي ايمان و اعتقاد کامل انجام ود بدرگاهت انجام خواهد شد. (شهرزادي ، به نقل از بوترابي ، ص 209).
در زمينه ي دعا ويليام جيمز مي گويد: هر گونه دعا و نمازي نشانه اين اعتقاد است که با ارتباط با خداوند نيز ملکوتي که غذا ي روح مي باشد به دست آمده و قيافه ي دنيا طور ديگري جلوه مي کند.     ( بيان معمار ، 1380- به نقل از دادفر)
گاندي نيز در مورد دعا اظهار مي دارد ، اگر دعا و نماز نبود من مدتها قبل ديوانه شده بودم .
غزالي مي گويد ، از طرق ذکر ، تمامي ترسها لز بين مي رود و همهي ناراحتيها از آدم سترده مي شود. آنگاه که فرد به ياد خدا مي افتد ، قلبش مالامال از رضا مي شود ، قلبي که آکنده از ترس و ياس بوده است . لطف و توجه پروردگار قلب ذاکر را زير سايه ي خود قرار مي دهد و انسان را به يقين و قاطعيت مي رسد که رهايي از ناراحتي هاي دروني سهل و هموار استو مي توان وسوسه ها را در هم کوبيده و تخيلات باطل را از خود دور ساخت( قريشي راد ، فخرالسادات ، ص257)
ذکر خدا و ياد خدا در جهت سلامت روح و بهداشت رواني بسيار موثر است و موجب پيوند محکم و استوار انسان با خدا مي شود . آدمي مي تواند از ايجاد خصايل زشت و ناپسند اخلاقي در دل و قلب خود جلوگيري کند و زمينه را براي ايجاد بيماريهاي دل و قلب و روح از بين ببرد. دل سپردن به پروردگار و مکتبي که خدا برايش فرستاده موجب مي شود که انسن از رهگذر آن بتواند از ميان تند باد حوادث روزگار و فراز و نشيبهاي مداوم زندگي و علل و عوامل مشکل ساز با حالتي استوار و با آرامش دروني و توام با اطمينان و يقين عبور کند ( چکيده مقالات همايش مشاوره از ديدگاه اسلام، همان ، ص11 و 12).
خاتمه
در مجموع احتمالاً تأثير مثبت دين بر بهداشت روانى به دلايل زير است:
*. دين مى تواند موجب ايجاد معنى شود. بنابراين, دين به زيستن و مردن انسان معنى مى بخشد (اسپيلكا, شارر و كيرك پاتريك, 1985). آنها 36 مطالعه تجربى در مورد مرگ و درگيرى دينى را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوى تر يا معتقد بودن به زندگى پس از مرگ با ترس كمتر از مرگ هم بستگى دارد. هم چنين افرادى كه نمره بالاترى در شاخص دين دار بودن درونى داشتند, ترس كمترى را از مرگ گزارش كردند.
*. دينى موجب اميدوارى مى شود و خوش بينى افراد را افزايش مى دهد (شى ير و كارور, 1987; سليگمن, 1991).
*. دين به افراد متدين نوعى احساس كنترل و كارآمدى مى بخشد كه ريشه خدايى دارد و مى تواند كاهش يافتگى كنترل شخصى را جبران كند (پارگامنت و همكاران, 1987).
*. دين نوعى سبك زندگى سالم تر براى افراد تجويز مى كند كه بر سلامت و بهداشت روانى تأثير مثبت دارد.
*. دين مجموعه اى از هنجارهاى اجتماعى مثبت است كه اطاعت از آن موجب تأييد, پشتيبانى و پذيرش از سوى ديگران مى شود.
*. دين نوعى احساس فراطبيعى به شخص مى دهد كه بدون ترديد تأثير روان شناختى دارد (برگين و پين, 1993)( دادفر).
*.و به طور کلي ، کنش مهم فعاليتهاي مذهبي اين است که فرد را در برابر عوامل تنيدگي زا توانمند مي کند(کرمي و همکاران ، 1385، ص47 ).
منابع:
1)پالمر ، مايکل – فرويد ، يونگ و دين ، ترجمه محمد دهگانپور و غلامرضا محمودي ، 1385- تهران ،رشد
2) گنجي ، حمزه ،1386 – بهداشت رواني – تهران ، ارسباران.
3) صانعي ، سيد مهدي ، 1382 - بهداشت رواني در اسلام –قم ، بوستان کتاب قم.
4) نيکوگفتار ، منصوره ، 1386 – بررسي رابطه بين سلسله مراتب ارزشها و سلامت عمومي – فصلنامه ي پژوهشهاي روانشناختي ، دوره ي 10 ، شماره 1و2 ، تابستان 1386 ، صفحات 72 – 92
5) محمدي ، سيد داوود و مهرابي زاده هنرمند ، مهناز ، 1385 – ارتباط نگرش مذهبي با مکان کنترل و نقش جنسيت - فصلنامه ي پژوهشهاي روانشناختي ، دوره ي 9 ، شماره 3و4 ، زمستان 1386 ، صفحات 47 – 62
6) قريشي راد ، فخر السادات  1382 – نقش مذهب و رويارويي مذهبي در بهداشت رواني – اسلام و بهداشت رواني (مجموعه مقالات – جلد 2) نشر معارف  ص249 – 257
7)بيان معمار ، سيد احمد 1382 – نقش دين و مراسم ، عبادات و مکان هاي ديني در بهداشت رواني – صفحات  259-272
8) بوترابي ، خديجه 1382 – وجوه مشترک بهداشت رواني در اديان توحيدي و کتب مقدس – صفحات205 - 211 
9) بستاني ، محمود1372 ، – اسلام و روانشناسي – ترجمه هويشم ، مشهد ، آستان قدس رضوي
10) کرمي ، جهانگير // روغنچي ، محمود // عطاري ، يوسفعلي // بشيده ، کيومرث // شکري ، مهتاب 1385 – بررسي روابط چندگانه ابعاد جهت گيري مذهبي با سلامت رواني در دانشجويان دانشگاه رازي- مجله ي علوم تربيتي و روانشناسي ، دانشگاه شهيد چمران ، پاييز 85 ،شماره 3
11) صفورايي پاريزي ، محمّدمهدي   ، 16/04/1386 ، آموزه‏هاي ديني و نقش آن‏ها در پيش‏گيري از آسيب‏هاي رواني ، منبع: خبرگزاري - فارس: http://www.farsnews.net/ [online]
12) دادفر ، محبوبه ، 21/10/1386- بررسى نقش دين در بهداشت روانى و فرآيندهاى روان درمانى - منبع: خبرگزاري - فارس http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8610160466  [online]
13) عسگري ، حسن ، 01/08/1386 - راههاي رسيدن به آرامش رواني ازنگاه قرآن - منبع: سايت - باشگاه انديشه  http://bashgah.net/pages-11837.html  [online]