مقدمه
افسردگی1 از دیرباز به عنوان یکی از نابسامانی های روانی عمده شناخته شده است. اما در دو دهه اخیر اهمیت این بیماری هم از حیث رنج و آزاری که مبتلایان به آن تحمل می کنند و هم از لحاظ بار سنگینی که این ناراحتی بر منابع درمانی ملت ها تحمیل می کند، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. از نظر محققان، در دو دهه اخیر افسردگی جای تشویش و اضطراب را که بعد از جنگ بین المللی دوم به عنوان مهمترین عارضه روانی تلقی می شد، گرفته است و اینک رایج ترین ناراحتی روانی افراد بالغ را تشکیل می دهد. متخصصان فن از دو دهه اخیر به عنوان دوره جدید ملانکولی یا افسردگی در تاریخ روان پزشکی معاصر نام برده اند2.
اما با وجود توجهی که پزشکان به این مقوله داشته اند هنوز دانش ما از چند و چون افسردگی اگر اندک نیست کاستیها و نقاط کور فراوان دارد. لذا لازم است که روانشناسان، روانپزشکان و پویندگان این علم با توجه به عوامل زیربنایی سنتی، عقیدتی، فرهنگی، روشهای علمی در جهت شناسایی علل و یافتن راه حلی برای جلوگیری از چنین اختلالاتی گام بردارند، بخصوص در این زمان، که اختلالات روانی ـ رفتاری بویژه افسردگی به سبب وضعیت نامتعادل و متحول زندگی خانوادگی، اجتماعی در یکی دو دهه اخیر در بیشتر کشورها و همچنین در کشور ما بیش از هر زمان دیگری گریبانگیر گروههای وسیعی از نوجوانان و جوانان شده است. بنابراین لازم است در کنار نیازهای زیستی به مسئله امنیت روانی و ثبات عاطفی نوجوانان و جوانان توجه زیادی نمود. عدم امنیت روانی نه تنها بر چگونگی شخصیت آنها اثر می گذارد بلکه بیشترین تأثیر را بر شکوفایی هوش و تفکر و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خواهد داشت بی تردید پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با آرامش روانی و ثبات عاطفی ایشان دارای همبستگی معنی داری است.
لذا این تحقیق در نظر دارد به بررسی رابطه بین میزان افسردگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم راهنمایی ناحیه 1 شهرستان اراک بپردازد.
اما آنچه موجب شد تا پژوهشگر به بررسی و تحقیق در این زمینه بپردازد علائم افسردگی دانش آموزان، افت تحصیلی آنان در دروس مختلف، بررسی رابطه بین این دو مقوله می باشد و از طرفی با توجه به ویژگیهای دورة نوجوانی بخصوص دختران نوجوان به لحاظ آسیب پذیری، آشنایی بیشتر با دنیای پیچیدة نوجوانی و با در نظر گرفتن مراحل رشد و خصایص مربوط به هر مرحله انگیزه ای برای تحقق شد تا موضوع تحقیق را در این راستا انتخاب کند تا ضمن شناخت مشکلات دانش آموزان در صدد رفع و کاهش آنها قدمی هر چند کوچک برداشته شود تا زمینه های لازم در جهت هدایت بیشتر مسیر تعلیم و تربیت فراهم شود.
بیان مسئله
انسان در طول حیات خود تحت تأثیر بحران های گوناگون زندگی قرار دارد که ممکن است زندگی شخص و امنیت روحی روانی وی را تهدید کند.
از جمله مهمترین بحران هایی که در مقطع نوجوانی می توان به آن اشاره کرد بحران رشدی است، نوجوانی مرحله ای است که کودکی با همه وابستگی ها، شیطنت ها، بی خبری و بی مسئولیتی ها پشت سر گذاشته می شود و شخص نگران تغییرات جسمی، فیزیولوژیکی و روحی خویش برای کسب هویت می باشد. در این مقطع افسردگی از جمله مسائلی است که گریبانگیر نوجوان است مسلم است اگر برای رفع افسردگی در این دوره که گاه به وخامت می گراید چاره ای اندیشیده نشود، خطراتی همچون خودکشی را به دنبال خواهد داشت. در میان افرادی که دست به خودکشی می زنند، تعداد نوجوانان افسرده بیشتر از سایرین است. از مهمترین مقدمات خودکشی افسردگی است و در مجموعه ای از خودکشی های موفق 72 درصد آنها به علت افسردگی بوده است.1
در این پژوهش تأکید بر قشر عظیمی از اجتماع یعنی نوجوانان است که آینده یک نظام را تعیین می کنند و لذا پرداختن به مسائل و مشکلات آنها در واقع دادن اعتبار و ارزش به آنها خواهد بود.
نتایج اکثر تحقیقاتی که در زمینه افسردگی و عوامل مرتبط با آن در دانش آموزان انجام شده است بیان می کند که میزان افسردگی دختران بالاتر از پسران بوده است.1
با توجه به اینکه، این تحقیق در نظر دارد به برری رابطه بین میزان افسردگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر بپردازد ما در این تحقیق برآنیم که معلوم کنیم که چند درصد از دانش آموزان به افسردگی دچارند و آیا افسردگی بر عملکرد تحصیلی آنان تأثیر می گذارد به عبارت دیگر آیا دانش آموزانی که افسردگی بیشتری دارند افت تحصیلی بیشتری هم دارند و اصلا آیا رابطه ای بین این دو مقوله وجود دارد. که اگر چنین باشد می توانیم با تشخیص به موقع دانش آموزان افسرده را به مراکز مشاوره و روان پزشکان ارجاع دارد و یا شیوه های مختلف مشاوره و روان درمانی از قبیل شناخت درمانی، رفتاردرمانی و دارودرمانی به درمان آنها اقدام کرد.
پرسشهای تحقیقاتی:
1ـ تعداد دانش آموزان که به افسردگی دچارند چند نفرند؟
2ـ چند درصد دانش آموزان دچار افسردگی هستند؟
3ـ آیا دانش آموزانی که افسردگی بیشتری دارند افت تحصیلی بیشتری دارند؟
4ـ آیا بین افسردگی دانش آموزان و معدل آنها در نیمسال اول همبستگی وجود دارد؟
5ـ آیا بین میزان افسردگی دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی آنان رابطه وجود دارد؟
اهمیت و ارزش تحقیق
امروزه، افسردگی تشخیص داده نشده و درمان نشده یکی از مشکلات بهداشتی عمده است. برای افرادی که افسردگی دارند، معمولا، اقرار به داشتن آن و اینکه نیاز به کمک دارند، مشکل است یا ممکن است احساس کنند که تنها غمگین یا ناراحت هستند، در حالی که این افراد می توانند از درمانهای موجود نهایت بهره را ببرند. از سوی دیگر افسردگی در نوجوانان با اختلال عملکرد روانی ـ اجتماعی همراه است و داده های موجود بیانگر این است که خطر بازگشت این اختلالات با فرا رسیدن دوران بزرگسالی افزایش می یابد.
بنابراین لازم است که در کنار نیازهای زیستی به مسئله امنیت روانی و ثبات عاطفی نوجوانان و دانش آموزان توجه زیادی نمود و مانع از ظهور بسیاری از رفتارهای نامطلوب شد تا بهداشت روانی و سلامت نوجوانان تأمین گردد. توجه به مسائل و مشکلات دانش آموزان و مراقبتهای مربوط به بهداشت روانی و تعلیم و تربیت آنان بسیار ارزشمند و حیات بخش خواهد بود. طبیعی است که هر گاه برنامه ریزیها و اقدامات لازم در زمینه رفع اختلالات روانی و فکری از جمله افسردگی دانش آموزان صورت گیرد شاهد تحولات عظیمی در بهبود زندگی، پیشرفت تحصیلی، کسب سعادت و تحقق کرامت و ارزش والای آنان خواهیم بود.
دانش آموزان نوجوان از یک سو با بحران خاص دوره نوجوانی باید مقابله نماید و از یک سو باید خود را برای پذیرفتن مسئولیتها و ایفای نقشهای متناسب با جنس خود آماده کند. اما به دلایلی از جمله نداشتن مهارتهای اجتماعی لازم، فقدان اعتماد به نفس که فرد خودش را فاقد صلاحیتهای لازم می داند و همین امر او را روزبه روز نگران کرده و از تلاش و حرکت باز داشته و آسیب پذیری او را افزایش می دهد.
نتایج تحقیقاتی که در روزنامه ها و مجلات و گزارشات به چشم می خورد نشان می دهد که افسردگی امروزه در بسیاری از جوامع اپیدمی و همگانی شده است تا جایی که امروزه را قرن اضطراب و نگرانی و مشکلات و بیماریهای روانی دانسته اند. با تعیین علل افسردگی می توان سعی و تلاش خود را در از بین بردن یا کاهش افسردگی به کار برد و موجبات پیشگیری افراد بخصوص نوجوانان را از مبتلا شدن به افسردگی و سایر اختلالات روانی، عاطفی فراهم کنیم. بدیهی است که دانش آموز افسرده دارای احساسات منفی و متضادی است که او را رنج داده و دیدگاه او را به زندگی تغییر داده و حس بدبینی و کینه و بی تفاوتی واز دست دادن علائق و نهایتا بیزاری از زندگی را برای او ایجاد می کند.
با توجه به اینکه، این تحقیق در نظر دارد به بررسی رابطه بین میزان افسردگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم راهنمایی ناحیه 1 شهرستان اراک بپردازد بنابراین می توان مقدمه ای برای پژوهشهای بعدی فراهم کند تا در ابعاد وسیع تر و در مناطق مختلف موضوعاتی مشابه با موضوع این تحقیق انجام گیرد و به گروههای مختلفی از جمله مربیان، معلمان، دست اندرکاران تعلیم و تربیت همچنین اولیاء دانش آموزان کمک خواهد کرد که به این شناخت و آگاهی دست یابند که چه تعداد از دانش آموزان دختر دوره راهنمایی به افسردگی دچارند؟ و آیا دانش آموزانی که افسردگی بیشتری دارند افت تحصیلی بیشتری خواهند داشت؟ و چه رابطه ای بین میزان افسردگی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد؟
این آگاهی ایجاب می نماید که بعد از شناسایی مشکل در جهت رفع آن اقدام نمایند تا از طریق داشتن دانش آموزان سالم و امیدوار در جهت ارتقاء کیفیت آموزشی قدم برداشته، مانع افت تحصیلی و گامی در جهت تحقق اهداف بلندمدت آموزش و پرورش برداشته شود.
متغیرهای پژوهش:
از آنجا که این تحقیق در نظر دارد به بررسی رابطه بین میزان افسردگی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پایه سوم راهنمایی ناحیه1 شهرستان اراک بپردازد بنابراین متغیرهای این پژوهش به عبارت زیر است:
1ـ متغیر کنترل شده: در این پژوهش متغیر کنترل شده سن می باشد که دانش آموزان 14 ساله را مورد سنجش قرار داده است که در کلاس سوم راهنمایی تحصیل می کنند.
2ـ متغیر اصلی: افسردگی می باشد.
3ـ متغیر تعدیل شده: جنسیت می باشد. انتخاب دختران پایه مقطع راهنمایی به عنوان متغیر تعدیل شده در نظر گرفته شده است.
محدودیتهای تحقیق:
در انجام هر تحقیقی مشکلات گوناگونی وجود دارد که به نوبه خود هر کدام ممکن است بطور مستقیم و یا غیرمستقیم در نتایج بدست آمده دخیل باشد. بیشترین محدودیت این تحقیق مربوط به انتخاب نمونه ها بود که در این تحقیق تنها از دانش آموزان دختر جهت انجام تحقیق استفاده شده است. محدودیت دیگر اینکه تعداد دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی زیاد بوده و با توافق مسئولین تنها یک نمونه پنجاه نفری انتخاب شده است. از سوی دیگر به منظور پیشگیری از القاء تصویر منفی در ذهن دانش آموزان دو جنبه (تمایلات جنسی و تمایلات خودآزاری) از آزمون افسردگی یک حذف شد. از دیگر محدودیتها استفاده از پرسشنامه می باشد. زیرا برای پی بردن به افسردگی افراد از طریق مصاحبه و دیگر آزمونها نیز می توان اطلاعات کسب نمود که از طریق پرسشنامه به تنهایی امکان آن وجود ندارد. مثلا عواملی چون خستگی، عدم علاقه و انگیزه برای پاسخ دادن به سئوالات پرسشنامه می تواند از این عوامل باشد و یافته های تحقیق را تحت تأثیر قرار دهد.
تاریخچه افسردگی
افسردگی تحت عنوان مالیخولیا از حدود دو هزار سال پیش بعنوان سندرم بالینی شناخته شده است.
اولین توصیف بالینی مالیخولیا توسط بقراط در حدود چهارصد سال قبل از میلاد انجام شده است. در قرن دوم بعد از میلاد «آرتئوس» مالیخولیا را چنین توصیف کرده است: غمگین، نگران، بی خواب که به علت بی قراری و کمبود خواب آرام بخش لاغر می شود و در مرحلة پیشرفته تر از هزاران بیهودگی شکایت دارند و آرزوی مرگ می کنند1.
بقراط اعتقاد زیادی به مشاهدات پزشکی داشت و عقاید و توضیحات پزشکی او نیز پایه مشاهدات و یادداشت حالات بیمارانش پایه گذاری شده است که به نوبه خود کامل و مفید می باشد. بقراط به نحوی از اهمیت خواب و رؤیا در تشخیص شخصیت بیمار مطلع بود و با دانستن همین نکته به یکی از نظریه های تحلیلی پی برده است. اگر چه در طریقه بقراط اشتباهات فراوانی وجود داشت، اما روش کار او خیلی از مرحلة خرافی دور بود2.
افسردگی از زمانهای بسیار دور در نوشته ها آمده و توصیفاتی از آنچه ما امروز اختلالات خلقی می خوانیم در بسیاری از مدارک طبق اسناد قدیم وجود دارد. حدود صد سال قبل از میلاد «کورنلیوس» در کتاب Demadicina افسردگی را ناشی از صفراوی سیاه معرفی و این اصطلاح را پزشکان دیگر از جمله ارسطو (180ـ120 بعد از میلاد) و جالینوس (199ـ129 بعد از میلاد) به کار بردند.
در سال 1686 «بونت» نوعی بیماری روانی را توصیف کرد و آن را «ماینک ملانکویس» نامید.
در سال 1854 «ژول فالده» حالتی را توصیف کرده و آن را (جنون ادواری) نامید.
در سال 1882 «کارل کالیام» روانپزشک آلمانی با استفاده از اصطلاح «سایکوتایمی» مانی و افسردگی را مراحل مختلف یک بیماری توصیف کرد. 1
بررسی پیشینة تحقیق:
به لحاظ اهمیت موضوع در این دوره، تحقیقات زیادی در این مورد انجام شده است. این بخش سعی دارد به تجزیه و تحلیل ابزار و روشهای آماری، فرضیه ها، روش تحقیق و نتایج مهم تحقیقات انجام شده را بیان نماید.
1ـ در تحقیقی که در زمینه بررسی میزان افسردگی و برخی از عوامل مرتبط با آن در بین دانش آموزان متوسطه استان همدان انجام شده است فرضیه این تحقیق به این امر می پردازد که بین افسردگی و تعداد فرزندان، افت تحصیلی، نحوه برخورد کادر مدارس، کشمکش و نزاع والدین، رشته تحصیلی رابطه معناداری وجود دارد.
روش تحقیق در پژوهش فوق از نوع پیمایشی است که خود زیر مجموعه تحقیقات آزمایشی یا توصیفی است. ابزار تحقیق دو پرسشنامه است که پرسشنامه اول همان فرم کوتاه شده پرسشنامه افسردگی بک می باشد و پرسشنامه ای هم در جهت جمع آوری اطلاعات افراد توسط محقق ساخته شده برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده نموده است نتیجه ای که از تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق بدست آمده است این است که بین افسردگی و تعداد فرزندان و افت تحصیلی و نحوه برخورد کادر مدارس و کشمکش و نزاع والدین رابطه معناداری وجود دارد و دانش آموزانی که در رشته های علوم انسانی و کار و دانش تحصیل می کنند از افسردگی بیشتری برخوردار هستند.
2ـ در تحقیق دیگر که به بررسی مقایسه میزان درجات شیوع افسردگی در بین دانش آموزان پسر و دختر روستایی سال اول راهنمایی در مدارس شبانه روزی تفرش، پرداخته است1، فرضیه ها عبارتند از: میزان درجات شیوع افسردگی دانش آموزان دختر و دانش آموزان پسر چقدر است؟
و آیا اختلاف نظر معنی داری بین پسران و دختران از نظر درجه افسردگی وجود دارد.
در این تحقیق برای بدست آوردن اطلاعات مورد نظر به منظور دستیابی به پاسخ سئوالات پژوهش تست افسردگی بک در اختیار آزمون شوندگان قرار می گیرد. پس از گردآوری داده های مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل آنها از روشهای مختلف آماری استفاده می شود. روشهای آماری مورد استفاده در پژوهش مذکور شامل محاسبه فراوانیها، میانگین، انحراف معیار و محاسبه آماری با استفاده از فرمول T می باشد.
در نتیجه ای که از این تحقیق بدست آمده اشاره دارد به اینکه میزان افسردگی در دختران (25/15) و انحراف معیار (81/8) و میانگین افسردگی در پسران (65/20) و انحراف معیار (77/10) است از مقایسه پاسخ سئوالات 1و2 مشخص می شود که میزان درجات شیوع افسردگی در پسران سال اول راهنمایی از دختران سال اول راهنمایی که در مدارس شبانه روزی تفرش تحصیل می کنند بیشتر است ولی این اختلاف معنی دار نیست.
3ـ تحقیقی با موضوع «بررسی و مقایسه میزان درجات شیوع افسردگی در بین دانش آموزان پسر و دختر دبیرستانهای شهرستان شازند»1 انجام شده که فرضیه های به کار رفته در آن عبارتند از: 1ـ میزان درجات شیوع افسردگی در دانش آموزان دختر چقدر است؟ 2ـ میزان درجات شیوع افسردگی دانش آموزان پسر چقدر است. و آیا اختلاف معنی داری بین پسران و دختران از نظر درجه افسردگی وجود دارد؟
در پژوهش فوق برای رسیدن به اهداف مورد نظر با توجه به امکانات موجود تحقیق توصیفی از نوع تحلیلی می باشد برای همین منظور جهت گردآوری اطلاعات مورد نیاز هم از تست بک استفاده شده است. پس از جمع آوری داده های مورد نیاز و برای تجزیه و تحلیل آنها از روشهای آماری استفاده شده است.
روشهای آماری مورد استفاده، شامل محاسبه فراوانیها، میانگین، انحراف معیار، محاسبه آماری با استفاده از فرمول T می باشد.
با توجه به یافته های تحقیق این نتیجه بدست آمد که فوق تفاوت معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر وجود ندارد. البته گروه دختران دارای میانگین افسردگی بیشتری نسبت به پسران می باشند و اگر چه این تفاوت مشاهده شده در جهت فرضیه تحقیق می باشد ولی این تفاوت در حد معنی داری نیست و به نظر می رسد که مسئله تفاوت افسردگی دو گروه دختران و پسران در تمام گروهها قابل تعمیم باشد.
4ـ تحقیقی نیز در زمینه «مقایسه میزان شاخص های افسردگی در دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار دختر و پسر دوره متوسطه» انجام شده است که فرضیه به کار رفته در آن عبارت است از بررسی و مطالعه همبستگی بین مجموع شاخص های افسردگی (تأیید و تصدیق، عشق و محبت، موفقیت، کمال گرایی و شایستگی) با کلیه دانش آموزان ورزشکار و غیر ورزشکار در این پژوهش روش تحقیق میدانی است و ابزار جمع آوری اطلاعات توسط تست یک که حاوی مشخصات فردی دانش اموزان جهت شناسایی ویژگیهای آزمودنیها بوده و پرسشنامه دیگری برای شاخص های افسردگی آزمودنیهای تحقیق بنام داس می باشد. روش آماری آن ابتدا آمار توصیفی و سپس برای بررسی تفاوت معنادار آماری بین میانگین پارامترهای افسردگی در چهار گروه مورد بررسی آنالیز و واریانس یک عاملی استفاده گردیده است.
با توجه به اطلاعات و نتایج حاصل از تحقیق حاضر می توان سئوال فوق را بدین گونه پاسخ داد که یافته های تحقیق اثرات و عملکرد فعالیتهای ورزشی در پیشگیری و کنترل اجتماعی فاکتور روانی افسردگی در بین دانش آموزان ورزشکار نسبت به دانش آموزان غیر ورزشکار را در بعضی از شاخص های افسردگی تأیید می کند.
انواع افسردگی1:
افسردگی انواع مختلفی دارد که در اینجا به چند نوع آن اشاره می شود از نقطه نظر شدت و ضعف افسرگی را به دو نوع «ساده» و «حاد» تقسیم کرد.
افسردگی ساده:
در این نوع افسردگی فرد در کلیه فعلیتها کند می شود و علایق طبیعی مخصوصا سرگرمیهای اجتماعی خود را رها می کند و بتدریج نسبت به مطالعه یا سایر مشغولیتهای خود مانند تماشای تلویزیون و غیره بی علاقه می شود و بطور کلی نشاط طبیعی او از میان می رود. این نوع افسردگی با عدم توجه به علایق زندگی، خستگی پذیری، ترس از فعالیت و کوشش، نقصان اراده و تمایل به سکون و بی حرکتی مشخص می شود و این افراد معمولا به تنبلی متهم می شوند.
شکایت فرد افسرده بصورت اختلالات بدنی ناشی از کشش عضلات است. این افراد به آسانی دچار ضعف شده و احساس می کنند به تقویت احتیاج دارند.
افسردگی حاد:
در این نوع افسردگی بیمار غیر فعال و منزوی و احیانا دچار توهمات می شود. در جواب دادن کند است، احساس گناه و بی ارزشی می کند و فکر می کند که باعث بدبختی دیگران می شود و خود را متهم می داند که گناهان وحشتناکی را مرتکب شده است. در این مرحله مسئلة اندیشیدن به خود کشی شدت پیدا می کند.
در طبقه بندی دیگر انواع افسردگی عبارتند از:
الف) افسردگی معلول جسمی: کلیه بیماریهای جسمی، ناراحتیهای روانی را نیز بهمراه دارد و بطور کلی بیماری، افسردگی آور است، از جمله بیماری سل و کلیه بیمارهای ریوی ایجاد افسردگی می کنند.
ب) افسردگی واکنشی: این نوع افسردگی همیشه توسط یک موقعیت غم انگیزی (مانند ناامیدی یا یک شکست دیگر) آشکار شده و تقریبا بلافاصله متعاقب آن مستقر می شود و با اینکه به مرور زمان ممکن است عمیقتر شده و شدت بیشتری پیدا کند. هیچ وقت با افکار هذیانی همراه نمی باشد. نکته دیگر اینکه گرچه این واکنش با استرسهای محیطی رابطه مستقیمی دارد اما تنها در شخصیتهای مستعدی ظاهر می شود که از مشخصات آنها احساس حقارت، حساسیت فوق العاده و ترس از حوادث است.
ج) افسردگی با منشأ درونی: این اصطلاح به افسردگیهایی اطلاق می شود که از داخل بدن سرچشمه می گیرند و در حقیقت اختلالات مرکز کنترل را شامل می شود که علت واضح و آشکاری برای آنها می توان یافت. بیماران مبتلا به افسردگی با منشأ درونی اغلب اوقات نسبت به آنچه بر آنان می گذرد سرگشته و سردرگم هستند، مثلا چنین می گویند: من هیچ دردی ندارم لیکن خود را خیلی ناراحت حس می کنم و قادر به درک حال خود نیستم. تعداد کثیری از بیمارانی که دچار این افسردگی هستند نسبت به دیگران انواع افسرده ها جواب مساعد تری به روشهای درمانی می دهند.
د) افسردگی بصورت اضطراب: بیمار افسرده مضطرب مدت کوتاهی را با همه به جر و بحث می پردازد، خسته است و خودش هم علت خستگی اش را نمی داند در حقیقت پس از انکه مدتی مرحلة اضطراب بطول انجامید آستانة افسردگی شروع می شود پس از آن بیمار غمگین و افسرده می گردد، خوابش دچار اختلال و آشفتگی شده و بطور وضوح به حال افسردگی می افتد.
ه) افسردگی بصورت تبسمی: یک نوع خطرناک افسرگی است که زیاد متداول نمی باشد قیافة خندان بیمار در حقیقت افسردگی شدید و پنهان و خطرناک او را می پوشاند.
و) افسردگی هیجانی (مانیک دپرسیوها): مهمترین نوع افسردگی است. حالت هیجانی و عاطفی بیمار همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد، توهمات و اشتباهات و هذیانها در واکنشهای هیجانی شایع است و غالبا فکر می کند بیماری خطرناکی دارد.
افسردگی در دوران نوجوانی:
امروزه ثابت شده که در دوران نوجوانی، انسان استعداد زیادی برای ابتلا به افسردگی دارد با این تفاوت که علایم و نشانه های افسردگی در این دوران بیشتر جنبه عملی دارد تا روانی.
افسردگی یکی از اختلالات مهم دوره نوجوانی است. در حال حاضر این اختلال یک مشکل عمده در بهداشت عمومی تلقی می شود. داده های موجود بیانگر این است که خطر بازگشت این اختلال با فرا رسیدن دوران بزرگسالی افزایش می یابد. تحقیقات اخیر نشان می دهند که 40% نوجوانان هر چند موقتی، احساس غمگینی، بی ارزشی و بدبینی نسبت به آینده داشته اند و حدود 8 درصد تا 10 درصد آنان گفته اند که میل به خود کشی داشته اند. با شیوع روز افزون خود کشی اهمیت ریشه کن ساختن عوامل بروز افسردگی در میان نوجوانان، بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است. عوامل مؤثر در جلوگیری از بروز افسردگی در نوجوانان عبارتست از:
1ـ مرحله نوجوانی به سهولت سپری شود و بیهوده، طولانی و راکد نشود.
2ـ تکنولوژی جانشین معنویات و اخلاقیات نشود.
3ـ ثبات و استحکام خانواده (دوران بلوغ هر قدر بحرانی باشد وقتی خانواده ثبات و اهمیت خود را حفظ نموده باشد این بحران های نوجوانی به طغیان منجر نخواهد شد).
4ـ وجود دوستان و معاشران مناسب و صالح.
5ـ وابستگی به نسل ها و اعتقاد به ملیت.
6ـ وجود وسایل کافی برای تخلیه احساسات و انرژی نوجوانان.
7ـ وجود راهای سالم برای تخلیه محرومیت ها و سرخوردگی های نوجوانان.1
شیوع افسردگی
افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات عاطفی می باشد. میزان شیوع این بیماری در اطفال به اندازه بزرگسالان است. در میان بزرگسالان 3% مردها و 6% زنان دچار این بیماری می شوند در سنین بالاتر از 55 سال شانس ابتلای به این بیماری افزایش می یابد. طبق بررسی های انجام شده توسط انستیتوی سلامت روحی که بین سالهای 80 تا 84 در آمریکا صورت گرفت مسخص گردید که در حدود 3% جمعیت این کشور یعنی حدود 6/9 تا 7/13 میلیون نفر در طول زندگی خود حداقل دچار یک دروه شش ماهه افسردگی شدید شده اند. همچنین میزان شیوع افسردگی در زنان 2 برابر مردان اعلام گشت.
میزان شیوع افسردگی در بچه های زیر 15 سال به صورت زیر ارائه شده است:
الف ـ بچه های 6ـ3 ساله 1%
ب ـ بچه های 12ـ7 ساله 3%
ج ـ بچه های 15ـ13 ساله 4%1
علائم افسردگی:
گاهی برای شخص قبول اینکه به کمک پزشک نیار دارد سخت است. ممکن است افسردگی را با سایر اشکال بیماری روانی، مانند اسکیزوفرنی، یکسان بداند یا ممکن است نشانه های خود را به عنوان نقص یا ضعف شخصیتی بپندارد. با تمام پیشرفتهایی که در مورد درک عوامل افسرگی حاصل شده است، هنوز بسیاری از مردم آن را یک داغ یا یک ننگ می پندارند.
آگاهی شخص از بیمار بودن همیشه با ناراحتی همراه است، زیرا ذهن مرکز یا جایگاه خویشتن به حساب می آورد. پیش از آنکه فرد قبول کند به کمک نیاز دارد، ممکن است از چند مرحلة احساسی عبور کند. نخست، ممکن است رنج ببرد بدون اینکه بداند افسرده است. احتمالا نمی تواند احساسات خود را به زبان بیاورد. اگر برای مدت زیادی افسرده باشد ممکن است، برای غمگین بودن خود، بهانه ای پیدا کند، مثلا، رابطه ناموفق، ارتقاء درجة از دست رفته یا دعوا با همسایه. بتدریج متوجه می شود که یک جای کار اشکال دارد.
برای تشخیص افسردگی می توان از نشانه های زیر کمک گرفت. می توان با کمک گرفتن از همسر یا دوست نزدیک دریافت که این علایم در فرد وجود دارند یا خیر؟
فهرست نشانه های افسردگی
ـ احساس غم، اضطراب یا تهی بودن، به طور دایم یا بیشتر وقتها.
ـ اشتغال ذهنی دربارة مرگ یا خود کشی.
ـ احساس گناه، نومیدی یا بی ارزشی.
ـ از دست دادن علاقه یا لذت در مورد فعالیتهایی که قبلا جالب و لذت بخش بودند.
ـ کم خوابی، پرخوابی.
ـ کم خوری و کاهش وزن بدون رژیم غذایی، یا پرخوری و افزایش وزن.
ـ بی قراری یا تحریک پذیری.
ـ دردهای جسمی مداوم که درمان در مورد آنها مؤثر نیست، مانند سردردها، درد مزمن، مشکلات گوارشی.
ـ دشواری در ایجاد تمرکز، یادآوری مسائل یا تصمیم گیری.
ـ ضعف
علائم افسردگی در کودکان و نوجوانان:
تظاهرات افسردگی در این گروه سنی بر دو نوع است:
الف) علائم شناخته شده طبیعی که سازگار با خلق فرد است علائمی مانند غمگینی، دل گرفتگی، غصه و گریه بی مورد، بی خوابی، بی حوصلگی، عصبانیت و بی اشتهایی، کاهش وزن و کاهش حرکت و فعالیت و تکلم آرام و یکنواخت.
گاهی فرد احساس می کند که مرتکب گناهی شده است و خود را سرزنش می کند و دچار احساس حقارت و درماندگی و انزوا می شود.
ب) علائمی که خیلی مشخص و بارز نیست و این علائم اگر چه در بزرگترها هم وجود دارد ولی در نوجوانان شایع تر است.
1ـ افت تحصیلی که بیشتر ناشی از کاهش میل و علاقه است و یک بخش از آن مربوط به مشکل تمرکز است. کتاب را باز می کند، حواس وی جای دیگری است و تمرکز حواس ندارد.
2ـ حالت زود رنجی و عصبانیت.
3ـ پرخوابی: فرد برای فرار از مشکلات افسردگی، خود را به خواب می زند و بطور مداوم لخت و سست است.
4ـ پرخوری: دائما اضطراب و نگرانی خود را با خوراک جبران می کند.
5ـ دردهای پراکنده بدنی: که نشانه هایی از افسردگی پنهان است. بیماریهایی مانند سردرد، پادرد، کمر درد و دل درد به صورت متمرکز در یک نقطه قرار ندارند و در بدن پراکنده هستند. این علائم در افرادی که قادر به ابراز نگرانی و افسردگی خود بصورت کلامی نیستند بیشتر است و عدم تبدیل نگرانی به کلام باعث مشکلات بدنی می شود.
6ـ علایمی چون گرایش به فیلم ها و داستان ها و بیانات غم انگیز و ناراحت کننده.1
علل افسردگی
علل افسردگی را می توان برای سهولت کار به سه دستة اصلی تقسیم کرد:
ارگانیک (جسمی) روانی و اجتماعی.
دلایل ارگانیک:
ضربه ای2: که بدنبال جراحات در سر و یا ضربه مغزی یا پس از عملهای جراحی بزرگ بخصوص در نقاط مهم و حساس بدن نظیر سر، دست، چشم، گوش و غیره به وجود می آید.
عفونی3: بخصوص پس از آنفولانزا و نیز عفونتهایی نظیر آنفالیت ها و التهاب کبدی.
وریدی1: پس از خونریزیهای شدید یا لخته شدن خون که منجر به فلج شدن عضله و یا کم شدن قدرت گویایی می شود.
هورمونی2: تغییرات بیوشیمی در بدن نظیر آنچه که پس از زایمان یا یائسگی روی می دهد، یا زمانی که برخی غدد ترشحی مانند تیروئید دچار اختلال می شود.
صرعی3: صرع همیشه باعث غش نمی شود ولی امکان دارد تغییراتی غیرقابل پیش بینی در حالت فرد و یا تغییرات بسیار شدید و خشونت آمیز در رفتار او ایجاد کند.
استحاله ای4: با بالا رفتن سن، از کارایی مغز کاسته می شود. خود فرد ممکن است از این امر آگاه باشد و در نتیجة این آگاهی به افسردگی دچار شود. گاهی اوقات مغز قبل از موعد افسرده و پیر می شود و در این حالت فرد را سالخوردة پیشرس می گویند. سالخوردگی ممکن است به کاهش تغییرناپذیر فعالیتهای مغزی منجر شود که به آن زوال عقل نیز می گویند. چنین بیمارانی اغلب احساس افسردگی
می کنند.
داروشناختی: برخی داروهایی که برای معالجة مرض دیگری تجویز شده اند در بیماران حساس و آماده ممکن است ایجاد افسردگی کند و پزشک باید همواره مراقب چنین حالتی باشد. داروهایی که برای کنترل فشار خون بالا و نیز برخی انواع قرص های ضد بارداری ممکن است افسردگی ایجاد کنند. تأکید بر این نکته حائز اهمیت است که این امر قطعی نیست ولی در برخی بیماران مستعد ممکن است روی دهد1.
علل روانی:
در زندگی بزرگسالی، تقریبا تمام علل روانی افسردگی شامل خلق مجدد این تجربه اولیه کمبود است. برخی افراد بیشتر از سایرین در معرض این حالت هستند زیرا این قبیل افراد نتوانسته اند بطور کامل با این احساس اولیة کمبود مبارزه کنند و در زندگی بعدی خود بیشتر امکان دارد بنا به علل روانی دچار افسردگی شوند.
عوامل ارگانیک و روانی را نمی توان بسادگی از هم تفکیک کرد. اگر به دنبال تیپهای خاصی از افراد افسرده بگردیم، این افراد مستعد و آماده ممکن در مراحل اولیة زندگی خود جدایی را تجربه کرده باشند. و یا فرم بدنی آنها یک نوع خاص باشد (تیپ سوماتونونیا). افرادی مشاهده شده است که قد متوسط دارند ولی نسبتا تنومند هستند (تیپ پیک نیک)، بخصوص در اطراف شانه ها و شکم، آنها بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به افسردگی هستند. آیا این امر جسمانی است یا روانی؟ آیا نوزادانی با این وضع به نحوی بیشتر در معرض جدایی یا احساس کمبود هستند؟ این سئوالی است که پاسخ بدان روشن نیست. علاوه بر این اگر نوروز حیران1 را در نظر بگیریم موقعیتی که در آن بیمار پس از ایجاد جراحتی، بسیار بیشتر از میزان لازم و طبیعی مربوطه به حادثه، افسرده و یا نگران می شود و امکان دارد پس از رأی دادگاه این نگرانی و افسردگی بکلی رفع شود ملاحظه می کنیم که عوامل ارگانیک و روانی با یکدیگر تداخل کامل پیدا کرده است، بخصوص اگر جراحت حادثه متوجه سر یا مغز باشد2.
علل اجتماعی
آیا برخی گروههای اجتماعی بیشتر در معرض افسردگی هستند؟ آیا برخی چگونگی های اجتماعی خاص افراد را آمادة ابتلا می سازد؟ آیا یک گروه ممکن است برخی افراد خود را به افسردگی دچار سازد؟ آیا عوامل اقتصادی یا اقلیمی ممکن است در ایجاد افسردگی تأثیر داشته باشد؟
فقر، وضع بد آب و هوا یا عضویت در اقلیتها خود بتنهایی باعث بروز افسردگی نمی شود، باید عامل یا عوامل دیگری هم وجود داشته باشد. تأکید می کنیم که عامل اصلی در جدایی و کمبود است. اگر فقر به معنای از دست دادن موقعیت اجتماعی است، اگر هوای بد به معنای بر هم زدن یک برنامة مورد علاقه است، اگر تعلق به یک گروه اقلیت به معنای جدا کردن فرد از سایرین است و منجر به اذیت و آزار یا از دست دادن امتیازها می شود، آن گاه در شخص مستعد و آماده ممکن است افسردگی بروز کند. عوامل اجتماعی در مراحل بحرانی زندگی نیز وارد عمل می شوند و بنابراین می توانند به آمادگی فرد برای ابتلا به افسردگی بیفزایند.
یک عامل اجتماعی به نظر می رسد ارتباط آشکاری با افسردگی داشته باشد انزوای اجتماعی است. مطالعات یک جامعه شناس بنام «هاناگاورون» دربارة زندگی زنانی که در خانه «اسیر» هستند نشان داد زنانی که از نظر اجتماعی منزوی هستند، چه از طبقات بالا و چه طبقات پائین، دچار افسردگی می شوند. مطالعات «پیترسنس بری»1، دربارة افسردگی و خودکشی نشان داد در لندن در محلاتی که افراد آن با یکدیگر ارتباط ندارند میزان خودکشی بیشتر است و ثروت و فقر هم نقشی در این میانه ندارد.
راههای درمان افسردگی:
الف) شناخت درمانی: که توسط پرفسور اتی. بک و همکارانش در دانشکده پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا انجام گرفته است. بر اساس این روش خلق هر فرد توسط افکار وی شکل می گیرد و بین فکر و احساس ارتباط وجود دارد. بر اساس این روش به شخص کمک می شود تا با تکیه بر قدرت تفکر منطقی از تفسیرهای منفی دست برداشته و با کمک درمان درک صحیحی از ارتباط بین وقایع، افکار و احساسات بدست آورد و نگرش خود را از غیرمنطقی به منطقی تبدیل کند.
ب) روشهای دارودرمانی: داروهای ضد افسردگی به دو دسته تقسیم می شوند داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای و داروهای مهار کننده منوآمین اکسیدان که با حروف اختصاری (MAOTS) نشان داده می شوند.
1ـ داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای: علت نامگذاری آن است که دارای ساختار شیمیایی سه حلقه ای هستند این داروها در آزمایشات مؤثر واقع شده و اثربخش می باشند1.
اثرات جانبی دارو: داروی ذکر شده اعتیادآور نبوده و اثرات جانبی آن بسیار کم و خفیف است.
2ـ مونوآمین اکسید از (MAOTS): نوعی آنزیم است که به ناقل های عصبی کمک می کند از انواع آن فنلزین و ترانیل سایپرومین است و نسبت به داروهای سه حلقه ای مصرف کمتری دارند.
اثرات جانبی دارو: داروی ذکر شده دارای اثرات جانبی بوده و با گرفتن رژیم مخصوص از افزایش فشار خون و… جلوگیری کرده اما این دارو اعتیادآور نیست.
3ـ داروی جدیدی نیز وجود دارد که نه به گروه سه حلقه ای و نه مونوآمین اکسیداز تعلق ندارد اما به همان میزان مؤثر می باشد (میانسرین و ترازادون).
4ـ لیتیوم: از کربنات لیتیوم به مثابه یک داروی درمانی در دهه 1960 به طور گسترده برای رشد و اثربخشی آن در افسردگی حاد چند بررسی به عمل آمده و بیشتر این پژوهشها در خلال دهه 1970 صورت گرفته است. بیشتر کار مربوط به لیتیوم در افسردگی با توجه به شاخه بندی دوگانه یک قطبی ـ دو قطبی انجام شده است و این بررسیها همگی صریحا متذکر می شوند که لیتیوم در افسردگی در بیماران دارای یک اثر ضد افسردگی است.1
ج) درمان بوسیلة شوک الکتریکی (ECT): این روش درمانی در مورد انواع خاصی از افسردگی به کار می رود و فقط در افسردگیهای شدید تجویز می شود مانند هنگامی که شخص هذیان دارد یا بی خوابی شدید داشته باشد.
اثرات جانبی دارو: (ECT) شوک الکتریکی بی خطر، بدون درد و اثرات جانبی آن بسیار کم است.
د) درمان حمایتی: علاوه بر روشهای فوق، درمانهایی نیز وجود دارند که روش درمان گفتاری یا مشاوره می گویند که با کمک گرفتن از روانشناسان، مددکاران اجتماعی و پرستاران ماهر می باشد در این روش با شنیدن مشکلات و دادن پند و اندرز و درک متقابل در جهت یاری رساندن به بیمار تلاش می شود.
و) درمانهای تجربی برای افسردگی: یکی از روشهای درمان، روش تجربیست که شخص بیمار را از خواب محروم می کنند که محتملا در زمینه پاسخ ضد افسردگی اثرهای بارزی دارد. در این روش امکان برگشت بیماری وجود دارد.
روشهای درمان افسردگی در کودکان و دانش آموزان و راههای کاهش آن1
در زمینه درمان افسردگی در کودکان می توان به روشهایی همچون درمانهای دارویی، روان درمانی فردی و خانوادگی کاهش یا تخفیف موقعیتهای استرس زا اشاره کرد که تأثیرات قابل توجهی دارند.
الف) درمان دارویی: درمان دارویی بیش از همه در کودکانی که به شدت مبتلا هستند واختلال در اعمال فیزیولوژیک نظیر خواب، وزن، اشتها نشان می دهند ممکن است مؤثر واقع گردد ولیکن متأسفانه مطالعات طرح ریزی شده در مورد آزمایش دارو درمانی و درمان افسردگی محدود بوده و استفاده از دارو اکثرا عوارض ثانویه به دنبال داشته است.
ب) روان درمانی: در روان درمانی فردی، به علت گرایش های مختلف رویکردی که ناشی از وجود مکاتب مختلف درمانی در روان شناسی می باشد، سبک و روشهای متخصصین ممکن است با هم متفاوت و دارای اهداف مشترک باشد که با توجه به این امر می توان به موارد زیر اشاره کرد.
1ـ برقراری رابطه توأم با اعتماد کودک.
2ـ ایجاد احساس در کودک یا دانش آموز و نوجوان که کسی او را درک می کند.
3ـ اجازه دادن به کودک جهت افشای نگرانیها و تشویشها در مدل دیگری از درمان که بر ساختار و کنش اجتماعی، فردی خانواده اشاره دارد، روش روان درمانی خانواده است که غالبا به منظور بهبود بخشیدن به روابط بین اعضاء صورت می گیرد تا درمان اختصاصی کارکرد خانواده.